بازنشستگی

بازنشستگی سقوط به دره‌ی افسردگی؟!

مصاحبه روان‌شناسی تهیه و تنظیم: کتایون نوایی مصاحبه با لیلا معینی، روان‌شناس عمومی شغل دوم، دشمن بازنشستگی بازنشستگی سقوط به دره‌ی افسردگی؟!   بازنشستگی یکی از رویدادهای مهم زندگی هر فردی است که در اوایل دوران میانسالی (به‌خصوص در کارهای دولتی) اتفاق می‌افتد. گر چه افرادی که شغل آزاد دارند، مدت بیشتری به کار خود ادامه می‌دهند. بازنشسته شدن تنها به مفهوم کار نکردن نیست و می‌تواند مشکلات متعددی همراه داشته باشد. گاهی پس از بازنشستگی از میزان درآمد فرد کاسته می‌شود، هویت شغلی او تغییر می‌کند، همکاران خود را نمی‌بیند و برنامه‌های روزمره زندگی‌اش تغییر می‌کند که گاه با افسردگی و تنهایی نیز همراه می‌شود. بر اساس همین موضوع، با «لیلا معینی» روان‌شناس عمومی به گفت‌وگو نشستیم.   * دوران بازنشستگی بانوان و آقایان چه فرقی با هم دارد؟ اصولا مردان بعد از بازنشستگی، بیکاری برای‌شان کسالت‌آور می‌شود و دنبال شغل دوم می‌روند اما خانم‌ها بیشتر وقت‌شان را در خانه و میان خانواده می‌گذرانند و دوران بازنشستگی برای‌شان مثمرثمرتر از آقایان است؛ مثلا اگر نوه یا فرزند مجردی در خانواده داشته باشند، بیشتر به آن‌ها می‌رسند، بعضی هم شغل دوم انتخاب می‌کنند.   * نگاه اطرافیان به افراد بازنشسته چگونه است؟ برای اهالی خانواده نفع بزرگی دارد؛ چه برای متاهلین و چه برای مجردها؛ به‌خصوص اگر مادر باشد، بار بزرگی از روی دوش‌شان برداشته می‌شود پس اغلب این اتفاق را دوست دارند؛ مثلا خیلی از پدر و مادر‌ها به علت مشغله‌های فراوان، معمولا حوصله‌ی سر و کله زدن با کودک یا بردن آن‌ها به پارک و جاهای دیگر را ندارند که در این مورد حضور پدر بزرگ و مادربزرگ می‌تواند کمک‌کننده باشد.   * چرا در این دوران بروز افسردگی احتمال بیشتری دارد؟ افسردگی یعنی در خود ماندگی مداوم که کارهای روزمره‌ی هر فرد از جمله خواب، خوراک و استراحت را مختل می‌کند اما افسردگی از لحاظ اجتماعی وجود ندارد و این مورد خیلی کم در دوران بازنشستگی افراد دیده می‌شود. در این دوران، معمولا کسانی خوشحال می‌شوند که در دوران جوانی وقتی برای انجام کارهای مورد علاقه‌شان نداشته‌اند اما در صورتی که یکی از زوجین فوت کرده باشد و بچه‌ها هم وقت اضافی برای رسیدن به فرد نداشته […]